نمایشگر دسته ای مطالب نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل
« بازگشت

گزارش نشست "بحران قره باغ "

شصت و نهمین نشست تخصصی گروه پژوهشی مطالعات اوراسیای مرکزی "بحران قره باغ ؛ تحولات اخیر و چشم اندازهای پیش رو"در روز یک شنبه 28 آذر ماه برگزار شد . در این نشست ابتدا دکتر الهه کولایی  مدیر گروه پژوهشی با تشکر از  سخنرانان (علیرضا بیکدلی سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در جمهوری آذربایجان و سفیر اسبق جمهوری اسلامی در ترکیه و دکترحسین احمدی عضو هئیت علمی دانشگاه آزاد اسلامی) گفتند: تعمیق شناخت مسایل مختلف حوزه ی اوراسیای مرکزی تنها با حضور متخصصان و کارشناسان انگشت شمار این حوزه انجام می گیرد. امیدواریم تلاش های ما به افزایش متخصصان و کارشناسان این حوزه کمک کند و ما بتوانیم در نشست­های در مورد این مسایل به بحث بنشینیم. موضوع این نشست یکی از پیامدهای ایجاد فضای باز سیاسی در چارچوب اصلاحات میخاییل گورباچف آخرین دبیر کل و آخرین رییس جمهور اتحاد شوروی است که اجازه داده شد تقاضاهای قومی، ملی و سیاسی طرح شوند. قفقاز یکی از عرصه­های طرح این مساله بوده که موضوع قره­باغ در این نشست مورد توجه قرار خواهد گرفت. نقش اثرگذار روسیه در این تحولات ما را ملزم می­کند که مطالعه­ی دقیقی از این تحولات داشته باشیم.

در ادامه اقای بیکدلی به طرح دیدگاه­های مورد نظر خود را درمورد قره باغ پرداختند.

ایشان در مورد اهمیت  قفقاز گفتند: قفقاز از نظر جغرافیایی بسیار مهم و نبض سیاست جهانی در آن حس می شود. حوزه های مختلفی با تحولات قفقازاز جمله  تشکل های منطقه ای؛ بحران های قومی؛ مساله ی نفت و گاز و انرژی، نفوذ آمریکا و اسراییل، سلطه ی روسیه بر منطقه، رژیم حقوقی دریای خزر، گسترش ناتو به شرق، شبکه های حمل و نقل بین المللی، پان ترکیسم و پان آذریسم، ارمنستان بزرگ، اسلام گرایی، اقتصاد، تجارت، رقابت قدرتهای جهانی و منطقه ای ارتباط پیدا می کنند.

پس از پایان جنگ سرد، رقابت در قفقاز همچنان جریان داشت. یکی از مهمترین بحران های منطقه بحران قره باغ است. این منطقه ۴۴۰۰ کیلومتر وسعت دارد. بر اساس مصوبه ی دولت روسیه در سال ۱۹۲۳ خان کندی به عنوان منطقه خودمختار تحت حاکمیت جمهوری آذربایجان تصویب شد و تا زمان فروپاشی شوروی نیز با همین وضعیت اداره شد که ارامنه آن را غیرمنصفانه می دانستند.فروپاشی شوروی با تحولات قره باغ ارتباط دارد. در آن زمان پارلمان قره باغ با صدور بیانیه ای خواستار خودمختاری کامل و جدایی از آذربایجان و پیوستن به ارمنستان شد. ضعف باکو، اشتباهشان در برخورد با ارامنه و اشتباه­ها در نوع تعامل با مسکو، تهران و آنکارا زمینه ی پیشروی ارامنه و دستیابی به اهدافشان را فراهم کرد. مناسبات جمهوری آذربایجان با ترکیه به ویژه در سالهای ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۰ سبب شد ارامنه تصور کند که موازنه قوا بهم خورده و به اقدام­های خشن روی بیاورند. البته این توجیه این مساله نیست اما به هرحال بحث موازنه قوا در دوران شوروی نیز مهم بوده و پس از فروپاشی نیز مهم بوده است.

جمهوری آذربایجان از اواخر ۱۹۸۹ در قالب روندی که در جریان بود اعلام استقلال کرد اما کشوری شناسایی نکرد. شناسایی بسیار سریع ترکیه منشا یک رشته تحولات شد. عامل دیگر به تخریب مرزهای مشترک ایران و شوروی در جمهوری آذربایجان مربوط بود که مقام­های شوروی را بسیار نگران کرد. در پرتو همین تحولات و نگرانی شوروی از حمایت احتمالی ایران از تجزیه، مناسبات ایران و شوروی نیز پیشرفت کرد. در ژانویه ۱۹۹۰ بخشی از درگیری­های باکو به دلیل سیاست های شوروی بود که بیشتر به طرفداری از ارامنه تمایل داشت.  کشتار ۲۰ ژانویه هم روند فروپاشی را سرعت داد و هم سبب شد آذربایجان با سرعت بیشتری از شوروی فاصله بگیرد. توازن قوا در قفقاز به هر ترتیب باید حفظ شود و هر زمانی که بهم خورده مشکلاتی را پدید آورده است. در دسامبر ارامنه اعلام استقلال کردند. از نظر ارامنه ، استقلال قره باغ نتیجه­ی فروپاشی شوروی بود. از اواخر ۱۹۹۳ نیروهای ارمنی پیشروی خود را به مناطق مجاور نیز توسعه داده و در نهایت به مرزهای ایران و ارمنستان دست یافتند تا شرایط جدیدی را برای خودشان رقم بزنند. بنابراین تا زمان فروپاشی بحث جداشدن قره باغ از سوی ارامنه چندان مطرح نبود.

نخستین توافقنامه آتش بس در زمان اقای هاشمی رفسنجانی با حضور یعقوب محمد اف کفیل ریاست جمهوری آذربایجان و لئون ترپتروسیان رییس جمهور ارمنستان در ایران به امضا رسید. این تفاهم­نامه به دلیل کارشکنی روس ها دوام نیاورد. بعد از شکست اتش بس توقع این بود که ایران به عنوان میانجی وارد عمل شود که نشدیم . این از سوی آذری ها به عنوان یک نقطه منفی از سوی ایران تلقی شد. بعدها نیز پیشنهادهای میانجی­گری ایران به نتیجه نرسید.  شورای امنیت و همکاری اروپا از نقطه ای وارد روند قره باغ و مذاکرات شد و این شورا هم گروهی ۹ نفره را درشهر مینسک گرد هم اورد که به گروه مینسک معروف است. محورهای اصلی مذاکرات صلح قره باغ، وضعیت شوشا، لاچین، ماهیت حقوقی قره باغ، بازگشت آوارگان، ضمانت امنیت قره باغ و تخلیه­ی اراضی اشغالی آذربایجان است. در سندها دو مرحله برای حل و فصل پیش­بینی شده بود. اول بحث خاتمه مناقشه­ها و دوم شروع اقدام­های سیاسی شامل عقب نشینی که مورد اخیر هنوز مورد توافق قرار نگرفته است.

دیدگاه های مختلف در مورد قره باغ

دیدگاه های مختلفی در این باره وجود دارد. دیدگاه قره باغی ها]ارمنی[ از آغاز بحث استقلال نبود ولی با فروپاشی شوروی وقتی ارمنستان و جمهوری اذربایجان مستقل شد آنها هم عمل کردند. زمان را نیز به نفع خود می دانند. جمهوری آذربایجان موضع کلیدی اش شامل تاکید بر لزوم تخلیه ی قره باغ و بازگشت آوارگان است. باکو از هویت قره باغ و یا هر وضعیت خودمختار در هر سطحی که ارتباط عمودی قره باغ را با باکو حفظ کند، حمایت می کند. تخلیه شوشا و لاچین و پنج منطقه دیگر مورد تاکید است و در صددند مرزهای ایران و ارمنستان را مشخص کنند. ارمنستان ارتباط مستقیم بین جمهوری آذربایجان و قره باغ را تبلیغ می کند. البته حمایت هایی انجام می شود اما سیاستشان این است که مساله قره باغ بک درگیری داخلی درون جمهوری آذربایجان است. درگیری نظامی را مغایر با توسعه خود می دانند. حضور غرب و روسیه را خواهان هستند و با شکل گیری محور شرقی غربی یا آذربایجان ترکیه مخالفت می کنند. ارمنستان در نهایت در پی جدایی قره باغ است، اما به عنوان سیاست اصلی آن را تبلیغ نمی کند.

روس ها سیاستشان بعد از بحران چچن بسیار کجدار و مریز شد. چون ممکن بود مسایل قومی به داخل فدراسیون سرایت کند. بعد از مسایل گرجستان و امروز کریمه، دست برتر را دارند. تهدیدشان امروز این است که اگر امور از کنترلشان خارج شود، قره باغ شناسایی خواهد کرد که برای دو طرف مشکل ساز خواهد بود. سیاستشان یا حفظ وضع موجود و یا تهدید ذکر شده است. در مورد آمریکا این مساله بیشتر در چارچوب روابطشان با روسیه تحلیل می شود. در مورد مواضع ترکیه نیز اوایل نقش برادر بزرگتر دنبال می شد، ولی کم کم جمهوری آذربایجان هم به این موضوع پی برد. از دوره ی سرکار آمدن اردوغان در روابط و مناسباتشان، تامین منافع خود در صدر قرار گرفت و اختلاف هایی نیز دارند. در مورد جمهوری اسلامی ایران اشغال خاک آذربایجان محکوم شده و خواستار خروج نیروهای اشغالی شده ایم. البته به دلیل اقدام­های ایلچی بیگ این موضع کمتر تکرار شده است. مخالفت با تغییر مرز در قفقاز از مواضع ایران است.

در ادامه دکتر کولایی با تشکر ازآقای  بیکدلی، از دکتر حسین احمدی دعوت کردند تا ابعاد دیگری از مساله را مطرح کنند.

 دکتر احمدی در ابتدا با اشاره به تلفظ های صحیح و ناصحیح قره باغ، شکل صحیح این نام را قراباغ دانستند که در ادبیات و منابع فارسی نیز همواره تکرار شده. قره باغ وسعتش بیش از 4300 کیلومتر است اما آرتساخ مجموعه نقاطی است که ارمنی ها گرفته اند که 17000 کیلومتر مربع است. در مورد قدرتهای خارجی موثر بر تحولات، عثمانی ها بین مسلمانان و مسیحی ها نفرت پراکنی می­کردند. همچنین دیگر کاری که انجام دادند میان ترک زبانان و ارامنه است. نکته بعدی روس ها است که تقسیم­بندی های مختلفی در قره باغ داشتند که نطفه اختلاف در آن هنگام به وجود می آید. نریمان اف بلشویک آذری اولین دولت مستقل آذربایجان را ساقط کرد که روابط خاصی با استالین داشت. استالین به دلیل تجربه شخصی، همیشه فاصله را نسبت به ارامنه حفظ می کرد. بنابراین در ۱۹۲۳ این منطقه که پیشتر در اختیار ارمنستان بود به جمهوری آذربایجان واگذار شد.

تاثیر جنگ بر جمهوری آذربایجان و ارمنستان و قره باغ

بحث قره باغ انشقاق زیادی در جمهوری آذربایجان به وجود می آورد و وحدت ملی را به شدت تضعیف می کند. در ارمنستان این بحث به افزایش وحدت ملی می انجامد. در این کشور حزب مهمتر از وطن است بنابراین همه احزاب و جناح ها بر اهمیت قره باغ وحدت نظر دارند. اصولا ارمنستان را قره باغی ها اداره می کنند. بحث بعدی دیاسپورای ارمنی است که قصد بر این است این ها به قره باغ کوچ داده شوند.

درگیری های آوریل

این درگیری­ها چهار روز درجریان بود که از روز سوم ورق برگشت و ارامنه پیشروی کردند. روسیه و آمریکا از این قضیه خبر داشتند  اما روس ها به ارامنه اطلاع ندادند. البته ساختار نظامی ارمنستان دفاعی و ساختار جمهوری آذربایجان تهاجمی است. به هرحال در روز چهارم روس ها وارد شدند و اجازه پیشروی ارامنه را ندادند.

نتایج درگیری ها

اولین مساله روس گریزی شدید ارمنستان است. مساله ی  دوم اینکه ارمنستان و جمهوری آذربایجان، کشورهای ضعیفی هستند که نه می توانند شروع کننده باشند نه پایان دهنده نه تصمیم ساز مگر اینکه قدرتهای بزرگ در آن موضوع نظری نداشته باشند. بنابراین قدرتهای بزرگ اهمیت دارند. جنگ آوریل وقتی شروع شد که دهلیز جنوبی گاز مطرح شد و علی اف به آمریکا رفته بود. استنباط من این است که در بحث قره باغ ظرفیت ورود به ما داده نمی شود. آذری ها می­گویند که روس ها می­خواهند ما را وارد اتحادیه اقتصادی اوراسیا کنند، زیرا ارمنستان به آن مرز زمینی ندارد. بحث دوم اینکه می گویند روس ها می خواهند ما وارد پیمان امنیت دسته جمعی شویم.

طرح صلح ها

۱۷ طرح صلح در مورد قره باغ وجود دارد که طرح صلح پوتین یکی از آنها است که همان طرح تحول یافته­ی قازان و مادرید است. در آن ۷ منطقه باید تخلیه شود. بین قره باغ کوهستانی و ارمنستان نیز دهلیزی ایجاد می شود. همه پرسی برای بحث حقوقی نیز از موارد مهم است و  آوارگان نیز برمی گردند. به طور کلی قره باغ ۵ راه حل بیشتر ندارد. نخست به شرایط قبل از ۱۹۸۸ بر نمی گردد. یعنی ترکیب در جمهوری آذربایجان و خودمختاری. حالت دوم اینکه در دل ارمنستان جای بگیرد‌ و پیوسته شود. سومین حالت اینکه مستقل شود و حالت بعدی در همین وضعیت بماند. نکته آخر اینکه بودجه نظامی جمهوری آذربایجان چهار میلیارد دلار و بودجه نظامی ارمنستان چهار میلیون دلار است. اما واقعیت این است که نیروهای آذری امکان آزادسازی منطقه را ندارند. در مجموع جمهوری اسلامی ایران در این دوره جنگ اخیر بی طرفی خود را به طور کلان حفظ کرد، اما متاسفانه در سطوح مختلف این هماهنگی بین مقام­های ما وجود ندارد.

در ادامه حضار دکتر بیگدلی در پاسخ به سوالی در مورد علت نقض آتش بس گفتند خطوطی که به عنوان مرز مشخص شده اند طرف مقابل این مرزها را قبول ندارد و خاک خود می داند. درمورد حائل بودن این منطقه برای افکار پان آذریسم، به نظر می رسد استقرار صلح در این منطقه دستاوردهای بیشتری برای ما خواهد داشت. مورد بعدی  رفتار غیر منطقی ابوالفضل ایلچی بیگ بود و پیام های معتدل تر ارمنستان. متاسفانه ما تحت تاثیر رفتار ایلچی بیگ  دچار انحراف شدیم و موفق شدند ایران را از عمق خودش در قفقاز پس زدند. البته در دوره هایی سپاه پاسداران و لشکر عاشورا در جمهوری آذربایجان همکاری می کرد و نزدیک ۱۲ گردان را آماده کرده بود و مانورهایی در حضور شخص علی اف اجرا کرد که دوباره با رفتاری که آنها با فرماندهان ما کردند این هم پایان یافت. با وجود این مسایل ما باید مواضع اصولی خودمان را در این زمینه تکرار کنیم تا فرصت ها از دست نروند.

دکتر احمدی گفتند: در مورد طرح گوبل اقای محسن رضایی اعلام کردند اگر اجرا شود ما لشکر کشی می کنیم. نکته بعدی اینکه در همین جنگ پهبادهای رژیم اشغالگر قدس نقش گسترده ای داشتند. از این رو آذربایجان نیز بر این مساله تاکید دارد. طرفین روابط گسترده ای دارند و جمهوری آذربایجان حتی تسلیحاتی را خریداری کرده که مناسب جنگ با ارمنستان نیست. موشک ها و رادارها و پهبادهای برد بلند جز برای روز مبادا خریداری نشده است و ایران باید در این مساله دقت کند. ایشان در پاسخ به سوال دیگری گفتند آذربایجان با ما  فقط در حوزه هایی که خود علاقه مند  است وارد همکاری می شود. قراردادهای مختلف ما با این کشور معمولا به نتیجه خاصی نمی رسند. بنابراین باید به فکر تامین منافع خود بود .عامل خارجی بحث قره باغ را مزمن کرده است. در گذشته نیز چنین بوده و عثمانی ها و صفویه در تحولات این منطقه نقش داشته اند.