نمایشگر دسته ای مطالب نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل
« بازگشت

گزارش نشست « عوامل تنش در روابط ترکیه و روسیه »

 

 

شصت و هفتمین نشست تخصصی گروه پژوهشی مطالعات اوراسیای مرکزی، با عنوان « عوامل تنش در روابط ترکیه و روسیه »  18 اسفندماه 1394 در سالن مرکز مطالعات عالی بین‌المللی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار شد. سخنرانان  این نشست آقای منوچهرمرادی رئیس اداره اول مشترک المنافع و قفقاز وزارت امورخارجهو آقای دکتر کیهان برزگررئیس پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه بود. در ابتدای نشست، خانم دکتر کولایی مدیر گروه پژوهشی مطالعات اوراسیای مرکزی پس از تشکر از مهمانانی که دعوت برنامه اوراسیای مرکزی را پذیرفته و در نشست حضور پیدا کرده‌اند، درمورد اهمیت موضوع مطالبی را بیان کردند.

در ادامه آقای مرادی مطالبی را به شرح زیر بیان کردند:چراغ مطالعات حوزه ی اوراسیا به دلایلی در حال خاموش شدن است و اگر کورسویی که به همت دکتر کولایی روشن نگه داشته شده نبود، ما وضعیت مناسبی در این رابطه نمی داشتیم. ما نه مراکز تحقیقاتی قوی و موثری داریم و نه ادبیات مناسب و شایسته ای که بتواند دانشجویان را تغذیه کند. عنوانی که برای بحث دارم "رویارویی روسیه و ترکیه: علل، پیامدها و سناریوهای احتمالی" است. ایشان تاکید کرد سه موضوع مهم در این زمینه وجود دارد: اول علل رویارویی دو کشور از نظر تاریخ و زمینه­های تاریخی؛ دوم پیامدهای رویارویی ترکیه و روسیه و سوم سناریوهای احتمالی برای آینده­ی وضعیت ایجاد شده بین دو کشور.

 

*علل و زمینه ها

 ذهنیت­ها و علل تاریخی این موضوع مهم است. رابطه ی دو کشور روسیه و ترکیه شبیه رابطه­ی ایران و روسیه از نظر تاریخی است. توسعه طلبی ارضی روسیه و رقابت بین سه گانه ی ایران، عثمانی و تزار در روابط ایران و روسیه را باید در این زمینه مورد توجه قرار داد. تاریخ روابط دو کشور پر از تنش و جنگ است. دوازده جنگ بین دو امپراتوری تزاری و عثمانی درگرفت که جنگ کریمه از مهمترین آنها است است. بنابراین احساس تهدید و ناامنی نسبت به روسها، در ترکیه سابقه ی تاریخی دارد. پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی شاهد نزدیکی دو کشور هستیم. پس از جنگ جهانی دوم ترکیه بخشی از اجرای سیاست مهار توسط آمریکا می شود. عضویت در سنتو، ناتو موید این مساله است و در این دوران روابط دو کشور برخلاف سالهای آغازین پیروزی بلشویک ها در روسیه پرتنش بوده است.

بعد از فروپاشی شوروی وضعیت جدیدی ایجاد می شود و ترکیه برای استفاده از ضعف پیرامونی روسیه وارد می شود. حوزه های اقتصادی، امنیتی، سیاسی و رقابت بر سر مسیرهای ترانزیت از موارد مورد توجه ترکیه بوده است. این کشور تفکر پان ترکیسم را در حوزه ی آسیای مرکزی و جمهوری آذربایجان را در سالهای پس از فروپاشی پی گرفت که این کشورها آنرا نپذیرفتند و چندان موفق نبود. در حوزه ی سیاسی امنیتی ترکیه به شدت در جهت ایجاد فضایی که سران سران کشورهای ترک زبان از روسیه جدا شوند و به سمت ترکیه بیایند، تلاش می کرد.الگو قرار دادن ترکیه به عنوان الگوی پیشرفت در جهان اسلام، نیز موضوع مهم دیگری است که برای روسیه حساسیت هایی را برانگیخت. مساله ی بعدی بحث انحصار طلبی روسیه برای خطوط انرژی است. تمام مسیرهای انرژی از نظر روسیه باید از خاک این کشور عبور کند.

خارج از حوزه ی کشورها، در خاورمیانه هم به نوعی این وضعیت مشاهده می شود. این وضعیت به­ویژه از زمانی که آک پارتی سرکار آمد و در جریان نوعثمانی گری و تحولات بهار عربی متجلی شده، مشاهده می شود. بهار عربی برای بر هم زدن وضع موجود بود. کشورهایی که به طور سنتی متحد روسیه بودند، بیش از همه تهدید شدند. ترکیه در جریان تحولات لیبی، یمن و حتی مصر کوشید با استفاده از اهرم اعتقادی و اخوان المسلمین نفش مهمتری ایفا کند.  در بالکان هم حمایت روسیه از صربستان و رقابت نه چندان آشکار را ما شاهد هستیم. آنچه تقابل را جدی­تر کرد بحران اوکراین بود.  روس ها می خواستند از فشاری که در اوکراین تحمل می­کنند بکاهند و آنرا به مناطق دیگر منتقل کنند.

در خود روسیه هم نسبت به ترکیه نوعی دوگانگی است و آن انتخاب بین دو رویکرد تجاری-اقتصادی و رویکرد سیاسی-امنیتی است. در دوره ی یلتسین و مدودف رویکرد تجاری و اقتصادی در روابط دو کشور غلبه پیدا کرد و تنش پنهان سیاسی امنیتی را سرپوش گذاشته و حجم روابط اقتصادی به طور قابل توجهی افزایش یافت. در رویکرد ملی گرایانه و امنیت محور حساسیت ها و تحرکات ترکیه در حوزه ی سی آی اس یک تهدید جدی تلقی می شود. تحولات اوکراین و روسیه گروه دوم را تقویت کرد و این گروه مدیریت اوضاع را دردست گرفتند. البته باید توجه کرد در نقطه ی مقابل نیز چنین وضعیتی وجود دارد.

در مورد سناریوهای پیش رو در روابط دوجانبه موارد زیر قابل اشاره است:

1) تشدید تخاصم و درگیری نظامی: این سناریو به دلایلی قوی نیست. این دلایل عبارتند از:

-پس از سقوط هواپیمای روسیه آثار تحریم ها بر ترکیه بسیار گران بوده است.

-ترکها به اهمیت روسیه به­ویژه در سوریه اذعان دارند و نمی خواهند شدت بگیرد.

-ترکها به تحرکات امریکا و ناتو چندان خوشبین نیستند.

-روس ها علاقه ندارند به­ویژه از نظر اقتصادی و تحریم های غرب، وضعیت را بغرنج تر کنند.

2) رابطه ی دو کشور بهبود پیدا کند و تنش زدایی شکل بگیرد. این سناریو نیز احتمال ضعیفی دارد. دلایل:

هر دو کشور بحران را حیثیتی کرده اند.

رویکرد امنیتی در سیاست خارجی روسیه غلبه بیشتری دارد که نه فقط در بحث ترکیه که در جاهای دیگر هم وضعیت به همین شکل است.

رویکرد تقابل گرایانه ی دو رییس جمهور نیز تایید کننده ی این مساله است.

در بحران سوریه هر دو کشور به دنبال خروج کشور از بحران هستند.

3) ادامه ی وضع موجود تا حل بحران سوریه. اگر بحران سوریه به شکل سیاسی حل شود، بهبودی نیز در روابط دیده خواهد شد.

 

*پیامدها

پیامدهای تنش در روابط را می توان در سه دسته صورت­بندی کرد:

 

اول روابط دوجانبه:

-قبل از این اختلاف سطح روابط به سطح استراتژیک رسیده بود. حجم روابط در سال 2014 بیش از 30میلیارد دلار بود. این دو کشور لغو روادید کرده بودند و مشارکت استراتژیک را می شد به روابط آن دو نسبت داد،

-کاهش حجم روابط اقتصادی در همکاری­های دو کشور در حوزه ی اقتصادی و تجاری،

-برجسته شدن نقش کرد ها در روابط دو کشور. پس از متشنج شدن روابط دو کشور تلاش روسیه برای بهره گیری از موضوع کردها نقش بیشتری گرفت.

-استفاده ی روسیه از سایر اهرم های قومی.

 

دوم. موضوع­های منطقه به­ویژه خاورمیانه

-روند صلح کردی متوقف شده و روس ها متمایل به بهره گیری از آنند.

-گرایش های ترکیه به جهان عرب و اسلام و تقویت روابط با اسراییل  و عربستان مطرح شده است.

تغییرها در جمهوری آذربایجان نیز اهمیت دارد. اظهار نظر در مورد اینکه مردم سوریه باید برای آینده شان تصمیم بگیرند در این رابطه اهمیت دارد.

-در حوزه ی منطقه ای تلاش برای حل و فصل سریع تر بحران سوریه هم از ناحیه روسیه  هم از ناحیه­ی غرب و ترکیه دیده می شود.

 

سوم. ایران و فرصت­ها و تهدیدهای متوجه این کشور و پیامدهای تنش در روابط روسیه و ترکیه

فرصت­ها:

-تضعیف موقعیت ترکیه در بحران سوریه،

-نیاز ترکیه و روسیه به ج.ا. ایران،

-بعد از این بحران ما شاهد افزایش روابط ایران و روسیه بوده ایم و خود روسها به ما نزدیک شدند. به­ویژه در بخش اقتصادی روابط دو کشور متحول شده است. البته رویکرد جدید ما در برابر غرب هم مهم است.

-همکاری­های تجاری ما با ترکیه هم از موارد مهم است.

-افزایش سطح همکاری ایران و روسیه در سایر موضوع­ها: کمیته چهارجانبه عراق، ایران، روسیه و سوریه؛ یمن و …

افزایش نسبی تقابل روسیه با کشورهای عربی و عربستان،

 

تهدیدهای متوجه ایران

-تندتر شدن مواضع ترکیه در برابر سوریه

-مساله­ی کردی: روند تحولات کردی و چیدمان رابطه ی قدرتهای داخل منطقه و بیرون منطقه با کردها به نوعی رقم بخورد که برای ما تهدید فراهم کند.

-میل ترکیه به رقبا و دشمنان ما،

-رشد نظامی­گری روسی در منطقه با توجه به تجربه ی تاریخی ما،

-مدیریت بحران سوریه و عراق بسیار مهم است و نباید از دست ایران خارج شود.

-همکاری ما و روسیه در جهان اسلام خوشایند نیست و در جهان عرب چشم انداز خوبی ندارد، چون علیه یک کشور مسلمان هستیم.

-چالش در توازن سیاست خارجی. هر دو طرف به روابط ما با رقبایشان حساسند.

 

در مجموع رویارویی روسیه و ترکیه ریشه در تاریخ دارد و البته ایدئولوژی و ژئوپلیتیک هم به آن اضافه شده و زمینه را فراهم کرده است. روابط روسیه و ترکیه تابع روابط کلان روسیه و غرب و به­ویژه ناتو است. چشم انداز روابط روسیه و غرب، ذهنیت رهبران اقتدارگرای منطقه را رقم خواهد زد.

 سپس آقای دکتر برزگر با اشاره به تمرکز بر روابط روسیه و ترکیه در متن تحولات خاورمیانه روسیه در این روابط بیشتر بر جنبه­های رقابت با ناتو سخنرانی خود را اغاز کردند. ایشان در ادامه بیان کردندک اساسا مشکل از آنجا شروع شد که آک پارتی خواست جای کشورهای دیگر یعنی روسیه و ترکیه و به­ویژه روسیه را تنگ کند. این دو کشور سالها در منطقه برای خود حوزه ی نفوذ ایجاد کرده اند. در سوریه هم طبعا روسیه آماده نبود که این کشور را به­راحتی از دست بدهد. نکته این است که ترکیه سیاست جدیدی را در خاورمیانه اتخاذ کرد که در تضاد کامل با منافع دو بازیگر سنتی بود.  در نقطه ای روسیه قانع شد که روابط با ایران برای این کشور مفید است. البته روابط ایران و روسیه اصلا راهبردی نیست. این دو کشور در سوریه به یک ائتلاف سیاسی رسیدند.

 

 اولن ریشه ی تنش به بحران سوریه بر می گردد.مساله ی ژئوپلیتیکی: روس ها در عراق و لیبی عقب نشینی کردند. سوریه آخرین کشور است. بنابراین ریشه ی تضاد به این حرکت ترکیه بر می گردد که از خلا موجود استفاده و بر خلاف منافع روسیه و ایران حرکت کرد.

دومن مساله ی امنیتی: نقش ترکیه در مسایل مربوط به لجستیک تروریسم و انتقال نیروهای داعش و تروریستی

با سرنگونی جت روسی تنش اوج گرفت. روس ها این رفتار های ترکیه را عامل تهدید امنیت خود یافتند. در شمال سوریه مساله ی کرد ها و ترکمنها مطرح است. در واقع روابط کرد ها و روسیه هم مهم است.

کردهای شمال نیروی اصلی جنگ با داعش هستند. آنها در پی خودمختاری و نه تجزیه هستند. مساله ی کردهای شمال برای امنیت ملی ترکیه نیز بسیار مهم است. مدیریت اردوغان و برجسته سازی امنیت ملی در انتخابات و پیروزی نشان می دهد باید از منظرهای مختلف به مساله ی کردی توجه کرد. پس مساله­ی کردی که بحث روز سیاست داخلی ترکیه است، ریشه ی اصلی تنش بین روسیه و ترکیه است. این مساله به بحران سوریه نیز متصل می شود زیرا  به قطع خطوط کمک در شمال توسط مناطق کرد نشین مربوط است. پس طرفداری روسیه از کردها و نقش آنها مهم است.

نکته ی آخر اینکه معادله ی ایران در این تنش چیست. حضور ایران معادله را به نفع روسیه و به ضرر ترکیه برقرار می کند. البته باید توجه کرد که برای ایران خوب نیست که یک قدرت بزرگ فرامنطقه ای را وارد منطقه کند. پس نه ایران و نه ترکیه نمی خواهند روسیه و امریکا را وارد منطقه کنند.

موضوع بعدی مبادلات دوجانبه ی دو کشور است. لزومی به ورود ایران و ترکیه به تنش با هم نیست. در این معادله روسیه به شکلی در حال نزدیک شدن به ایران است. روس ها به دلیل روابط ایران و غرب و تحول آن خواهان نزدیکی هستند. توازن بین روابط ایران و روسیه، ایران و غرب و ایران و ترکیه چالش مهم است. مهمترین سیاست نوعی چندجانبه گرایی است.

 

 در انتها خانم دکتر کولایی به مسئله کردها اشاره و گفتند: عامل کردی همیشه مورد بهره برداری قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای بوده و کرد ها در برخی مواقع هشیار و در برخی مواقع حالت ابزاری داشته اند.

 

شصت و هفتمین نشست تخصصی گروه پژوهشی مطالعات اوراسیای مرکزی، با عنوان « عوامل تنش در روابط ترکیه و روسیه »  18 اسفندماه 1394 در سالن مرکز مطالعات عالی بین‌المللی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار شد. سخنرانان  این نشست آقای منوچهرمرادی رئیس اداره اول مشترک المنافع و قفقاز وزارت امورخارجهو آقای دکتر کیهان برزگررئیس پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه بود. در ابتدای نشست، خانم دکتر کولایی مدیر گروه پژوهشی مطالعات اوراسیای مرکزی پس از تشکر از مهمانانی که دعوت برنامه اوراسیای مرکزی را پذیرفته و در نشست حضور پیدا کرده‌اند، درمورد اهمیت موضوع مطالبی را بیان کردند.

در ادامه آقای مرادی مطالبی را به شرح زیر بیان کردند:چراغ مطالعات حوزه ی اوراسیا به دلایلی در حال خاموش شدن است و اگر کورسویی که به همت دکتر کولایی روشن نگه داشته شده نبود، ما وضعیت مناسبی در این رابطه نمی داشتیم. ما نه مراکز تحقیقاتی قوی و موثری داریم و نه ادبیات مناسب و شایسته ای که بتواند دانشجویان را تغذیه کند. عنوانی که برای بحث دارم "رویارویی روسیه و ترکیه: علل، پیامدها و سناریوهای احتمالی" است. ایشان تاکید کرد سه موضوع مهم در این زمینه وجود دارد: اول علل رویارویی دو کشور از نظر تاریخ و زمینه­های تاریخی؛ دوم پیامدهای رویارویی ترکیه و روسیه و سوم سناریوهای احتمالی برای آینده­ی وضعیت ایجاد شده بین دو کشور.

 

*علل و زمینه ها

 ذهنیت­ها و علل تاریخی این موضوع مهم است. رابطه ی دو کشور روسیه و ترکیه شبیه رابطه­ی ایران و روسیه از نظر تاریخی است. توسعه طلبی ارضی روسیه و رقابت بین سه گانه ی ایران، عثمانی و تزار در روابط ایران و روسیه را باید در این زمینه مورد توجه قرار داد. تاریخ روابط دو کشور پر از تنش و جنگ است. دوازده جنگ بین دو امپراتوری تزاری و عثمانی درگرفت که جنگ کریمه از مهمترین آنها است است. بنابراین احساس تهدید و ناامنی نسبت به روسها، در ترکیه سابقه ی تاریخی دارد. پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی شاهد نزدیکی دو کشور هستیم. پس از جنگ جهانی دوم ترکیه بخشی از اجرای سیاست مهار توسط آمریکا می شود. عضویت در سنتو، ناتو موید این مساله است و در این دوران روابط دو کشور برخلاف سالهای آغازین پیروزی بلشویک ها در روسیه پرتنش بوده است.

بعد از فروپاشی شوروی وضعیت جدیدی ایجاد می شود و ترکیه برای استفاده از ضعف پیرامونی روسیه وارد می شود. حوزه های اقتصادی، امنیتی، سیاسی و رقابت بر سر مسیرهای ترانزیت از موارد مورد توجه ترکیه بوده است. این کشور تفکر پان ترکیسم را در حوزه ی آسیای مرکزی و جمهوری آذربایجان را در سالهای پس از فروپاشی پی گرفت که این کشورها آنرا نپذیرفتند و چندان موفق نبود. در حوزه ی سیاسی امنیتی ترکیه به شدت در جهت ایجاد فضایی که سران سران کشورهای ترک زبان از روسیه جدا شوند و به سمت ترکیه بیایند، تلاش می کرد.الگو قرار دادن ترکیه به عنوان الگوی پیشرفت در جهان اسلام، نیز موضوع مهم دیگری است که برای روسیه حساسیت هایی را برانگیخت. مساله ی بعدی بحث انحصار طلبی روسیه برای خطوط انرژی است. تمام مسیرهای انرژی از نظر روسیه باید از خاک این کشور عبور کند.

خارج از حوزه ی کشورها، در خاورمیانه هم به نوعی این وضعیت مشاهده می شود. این وضعیت به­ویژه از زمانی که آک پارتی سرکار آمد و در جریان نوعثمانی گری و تحولات بهار عربی متجلی شده، مشاهده می شود. بهار عربی برای بر هم زدن وضع موجود بود. کشورهایی که به طور سنتی متحد روسیه بودند، بیش از همه تهدید شدند. ترکیه در جریان تحولات لیبی، یمن و حتی مصر کوشید با استفاده از اهرم اعتقادی و اخوان المسلمین نفش مهمتری ایفا کند.  در بالکان هم حمایت روسیه از صربستان و رقابت نه چندان آشکار را ما شاهد هستیم. آنچه تقابل را جدی­تر کرد بحران اوکراین بود.  روس ها می خواستند از فشاری که در اوکراین تحمل می­کنند بکاهند و آنرا به مناطق دیگر منتقل کنند.

در خود روسیه هم نسبت به ترکیه نوعی دوگانگی است و آن انتخاب بین دو رویکرد تجاری-اقتصادی و رویکرد سیاسی-امنیتی است. در دوره ی یلتسین و مدودف رویکرد تجاری و اقتصادی در روابط دو کشور غلبه پیدا کرد و تنش پنهان سیاسی امنیتی را سرپوش گذاشته و حجم روابط اقتصادی به طور قابل توجهی افزایش یافت. در رویکرد ملی گرایانه و امنیت محور حساسیت ها و تحرکات ترکیه در حوزه ی سی آی اس یک تهدید جدی تلقی می شود. تحولات اوکراین و روسیه گروه دوم را تقویت کرد و این گروه مدیریت اوضاع را دردست گرفتند. البته باید توجه کرد در نقطه ی مقابل نیز چنین وضعیتی وجود دارد.

در مورد سناریوهای پیش رو در روابط دوجانبه موارد زیر قابل اشاره است:

1) تشدید تخاصم و درگیری نظامی: این سناریو به دلایلی قوی نیست. این دلایل عبارتند از:

-پس از سقوط هواپیمای روسیه آثار تحریم ها بر ترکیه بسیار گران بوده است.

-ترکها به اهمیت روسیه به­ویژه در سوریه اذعان دارند و نمی خواهند شدت بگیرد.

-ترکها به تحرکات امریکا و ناتو چندان خوشبین نیستند.

-روس ها علاقه ندارند به­ویژه از نظر اقتصادی و تحریم های غرب، وضعیت را بغرنج تر کنند.

2) رابطه ی دو کشور بهبود پیدا کند و تنش زدایی شکل بگیرد. این سناریو نیز احتمال ضعیفی دارد. دلایل:

هر دو کشور بحران را حیثیتی کرده اند.

رویکرد امنیتی در سیاست خارجی روسیه غلبه بیشتری دارد که نه فقط در بحث ترکیه که در جاهای دیگر هم وضعیت به همین شکل است.

رویکرد تقابل گرایانه ی دو رییس جمهور نیز تایید کننده ی این مساله است.

در بحران سوریه هر دو کشور به دنبال خروج کشور از بحران هستند.

3) ادامه ی وضع موجود تا حل بحران سوریه. اگر بحران سوریه به شکل سیاسی حل شود، بهبودی نیز در روابط دیده خواهد شد.

 

*پیامدها

پیامدهای تنش در روابط را می توان در سه دسته صورت­بندی کرد:

 

اول روابط دوجانبه:

-قبل از این اختلاف سطح روابط به سطح استراتژیک رسیده بود. حجم روابط در سال 2014 بیش از 30میلیارد دلار بود. این دو کشور لغو روادید کرده بودند و مشارکت استراتژیک را می شد به روابط آن دو نسبت داد،

-کاهش حجم روابط اقتصادی در همکاری­های دو کشور در حوزه ی اقتصادی و تجاری،

-برجسته شدن نقش کرد ها در روابط دو کشور. پس از متشنج شدن روابط دو کشور تلاش روسیه برای بهره گیری از موضوع کردها نقش بیشتری گرفت.

-استفاده ی روسیه از سایر اهرم های قومی.

 

دوم. موضوع­های منطقه به­ویژه خاورمیانه

-روند صلح کردی متوقف شده و روس ها متمایل به بهره گیری از آنند.

-گرایش های ترکیه به جهان عرب و اسلام و تقویت روابط با اسراییل  و عربستان مطرح شده است.

تغییرها در جمهوری آذربایجان نیز اهمیت دارد. اظهار نظر در مورد اینکه مردم سوریه باید برای آینده شان تصمیم بگیرند در این رابطه اهمیت دارد.

-در حوزه ی منطقه ای تلاش برای حل و فصل سریع تر بحران سوریه هم از ناحیه روسیه  هم از ناحیه­ی غرب و ترکیه دیده می شود.

 

سوم. ایران و فرصت­ها و تهدیدهای متوجه این کشور و پیامدهای تنش در روابط روسیه و ترکیه

فرصت­ها:

-تضعیف موقعیت ترکیه در بحران سوریه،

-نیاز ترکیه و روسیه به ج.ا. ایران،

-بعد از این بحران ما شاهد افزایش روابط ایران و روسیه بوده ایم و خود روسها به ما نزدیک شدند. به­ویژه در بخش اقتصادی روابط دو کشور متحول شده است. البته رویکرد جدید ما در برابر غرب هم مهم است.

-همکاری­های تجاری ما با ترکیه هم از موارد مهم است.

-افزایش سطح همکاری ایران و روسیه در سایر موضوع­ها: کمیته چهارجانبه عراق، ایران، روسیه و سوریه؛ یمن و …

افزایش نسبی تقابل روسیه با کشورهای عربی و عربستان،

 

تهدیدهای متوجه ایران

-تندتر شدن مواضع ترکیه در برابر سوریه

-مساله­ی کردی: روند تحولات کردی و چیدمان رابطه ی قدرتهای داخل منطقه و بیرون منطقه با کردها به نوعی رقم بخورد که برای ما تهدید فراهم کند.

-میل ترکیه به رقبا و دشمنان ما،

-رشد نظامی­گری روسی در منطقه با توجه به تجربه ی تاریخی ما،

-مدیریت بحران سوریه و عراق بسیار مهم است و نباید از دست ایران خارج شود.

-همکاری ما و روسیه در جهان اسلام خوشایند نیست و در جهان عرب چشم انداز خوبی ندارد، چون علیه یک کشور مسلمان هستیم.

-چالش در توازن سیاست خارجی. هر دو طرف به روابط ما با رقبایشان حساسند.

 

در مجموع رویارویی روسیه و ترکیه ریشه در تاریخ دارد و البته ایدئولوژی و ژئوپلیتیک هم به آن اضافه شده و زمینه را فراهم کرده است. روابط روسیه و ترکیه تابع روابط کلان روسیه و غرب و به­ویژه ناتو است. چشم انداز روابط روسیه و غرب، ذهنیت رهبران اقتدارگرای منطقه را رقم خواهد زد.

 سپس آقای دکتر برزگر با اشاره به تمرکز بر روابط روسیه و ترکیه در متن تحولات خاورمیانه روسیه در این روابط بیشتر بر جنبه­های رقابت با ناتو سخنرانی خود را اغاز کردند. ایشان در ادامه بیان کردندک اساسا مشکل از آنجا شروع شد که آک پارتی خواست جای کشورهای دیگر یعنی روسیه و ترکیه و به­ویژه روسیه را تنگ کند. این دو کشور سالها در منطقه برای خود حوزه ی نفوذ ایجاد کرده اند. در سوریه هم طبعا روسیه آماده نبود که این کشور را به­راحتی از دست بدهد. نکته این است که ترکیه سیاست جدیدی را در خاورمیانه اتخاذ کرد که در تضاد کامل با منافع دو بازیگر سنتی بود.  در نقطه ای روسیه قانع شد که روابط با ایران برای این کشور مفید است. البته روابط ایران و روسیه اصلا راهبردی نیست. این دو کشور در سوریه به یک ائتلاف سیاسی رسیدند.

 

 اولن ریشه ی تنش به بحران سوریه بر می گردد.مساله ی ژئوپلیتیکی: روس ها در عراق و لیبی عقب نشینی کردند. سوریه آخرین کشور است. بنابراین ریشه ی تضاد به این حرکت ترکیه بر می گردد که از خلا موجود استفاده و بر خلاف منافع روسیه و ایران حرکت کرد.

دومن مساله ی امنیتی: نقش ترکیه در مسایل مربوط به لجستیک تروریسم و انتقال نیروهای داعش و تروریستی

با سرنگونی جت روسی تنش اوج گرفت. روس ها این رفتار های ترکیه را عامل تهدید امنیت خود یافتند. در شمال سوریه مساله ی کرد ها و ترکمنها مطرح است. در واقع روابط کرد ها و روسیه هم مهم است.

کردهای شمال نیروی اصلی جنگ با داعش هستند. آنها در پی خودمختاری و نه تجزیه هستند. مساله ی کردهای شمال برای امنیت ملی ترکیه نیز بسیار مهم است. مدیریت اردوغان و برجسته سازی امنیت ملی در انتخابات و پیروزی نشان می دهد باید از منظرهای مختلف به مساله ی کردی توجه کرد. پس مساله­ی کردی که بحث روز سیاست داخلی ترکیه است، ریشه ی اصلی تنش بین روسیه و ترکیه است. این مساله به بحران سوریه نیز متصل می شود زیرا  به قطع خطوط کمک در شمال توسط مناطق کرد نشین مربوط است. پس طرفداری روسیه از کردها و نقش آنها مهم است.

نکته ی آخر اینکه معادله ی ایران در این تنش چیست. حضور ایران معادله را به نفع روسیه و به ضرر ترکیه برقرار می کند. البته باید توجه کرد که برای ایران خوب نیست که یک قدرت بزرگ فرامنطقه ای را وارد منطقه کند. پس نه ایران و نه ترکیه نمی خواهند روسیه و امریکا را وارد منطقه کنند.

موضوع بعدی مبادلات دوجانبه ی دو کشور است. لزومی به ورود ایران و ترکیه به تنش با هم نیست. در این معادله روسیه به شکلی در حال نزدیک شدن به ایران است. روس ها به دلیل روابط ایران و غرب و تحول آن خواهان نزدیکی هستند. توازن بین روابط ایران و روسیه، ایران و غرب و ایران و ترکیه چالش مهم است. مهمترین سیاست نوعی چندجانبه گرایی است.

 

 در انتها خانم دکتر کولایی به مسئله کردها اشاره و گفتند: عامل کردی همیشه مورد بهره برداری قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای بوده و کرد ها در برخی مواقع هشیار و در برخی مواقع حالت ابزاری داشته اند.